یه گله ی کاملا جدی!!!

با سلام. این پستی که الان دارم می نویسم یکی از معدود حرف های کاملا جدیه که تو این چند ساله میخوام بزنم.

تو دو سه بار آخری که با دوستان جمع شدیم یه سری حرف هایی می شنوم که خیلی منو از برخی از دوستان ناراحت کرده! احساس می کنم زشتی برخی اعمال و رفتار به هر دلیلی ریخته و دیگه دوستان مشکلی با بیان این جور مطالب ندارند. شاید برای شماها هم اتفاق افتاده باشه!

(هر کس نمیفهمه و نیاز به توضیح بیشتر داره در خدمتم)

بیشتر که به این حرفا فکر کردم این چیزها به ذهنم اومد:

آیا اصلا می تونم با یه همچین آدمی رابطه ی خانوادگی داشته باشم در آینده؟؟!!!

این دوستان گل زمانی مسجدی بودن؟؟؟!!!

به امید پایداری دوستی هامون!

ببخشید که اینجوری صحبت کردم(عین بابابزرگ ها) کوچییییییییک همه ی دوستان هم هستم!!

نکته ی آخر: دوستان گل! فکر نکنید که بعد ازدواج این مشکلات اخلاقی حل میشه! زن می گیرم درست میشه یه حرف کاملا مفته!!! یادتون نره که در آینده آدمی که نصیبت خواهد شد همون طوری خواهد بود که تو بودی و هستی!!!

 ایشالا که خوب باشیم و خوب هم نصیبمون بشه!!(البته نصیب من که شده!!!)

مخلص همه ی دوستان!

 

 

سلام

سلام رفقا خیلی دلم براتون تنگ شده  . حاج احمد آقا زیارت شما قبول باشه . خیلی وقته میخوام ببینمتون ولی مثل اینکه نمیشه .

دوستان ما هستیم ولی شما نیستید . من مسجد هم هستم ولی شما نیستید .

راستی یه نکته :

وقتی از هیئت در میای چه حسی داری ؟

وقتی از دعای کمیل در میای چه حسی داری ؟

وقتی از جلسه اخلاق در میای چه حسی داری ؟

من همین حس رو داشتم وقتی فیلم رسوایی رو دیدم . خیلی فیلم جالبی بود . از دهنمکی بعید بود .

حتما ببینیدش .